مرکز مشاوره و روانشناسی وصال

لطفا اعلام کنید از سایت کرج تبلیغ آشنا شده اید.
ارسال پیام | وبسایت واتساپ تلگرام اینستاگرام لینک با موفقیت کپی شد.
آدرس :
ابتدای بلوارطالقانی شمالی ، کوچه شهید میرزایی ، ساختمان سینا ، طبقه سوم ، واحد 8

توضیحات

مرکز مشاوره و روانشناسی وصـــال
با 27 سال سابقه فعالیت علمی وتجربی دارای مجوز رسمی از :
سازمان نظام روان شناسی و مشاوره و وزارت ورزش وجوانان
اجرای تستهای تشخیصی و پیشرفته ی هوش شخصیت
خدمات :
مشاوره ی تخصصی ازدواج و خانواده زوج درمانی
روان درمانی فردی وگروهی مشاوره ی تحصیلی و شغلی
آموزش مهارتهای فرزند پروری درمان اختلالات رفتار
شخصیت و یادگیری آموزش مهارتهای زندگی و حل مساله
آموزش ملاکهای انتخاب همسر‌ ناسازگاری های خانواده
استرس و اضطراب شیوه های صحیح تربیتی

خدمات

عنوان توضیحات
کتاب آموزش و توانبخشی کودکان کم توان ذهنی آموزش ، ترمیم و ارتقاء توانمندی های شناختی و ذهنی، حسی و حرکتی کودکان کم توان ذهنی مبتنی بر رویکردهای علمی و عملی در این کتاب ارایه شده و محتوای آن برای والدین، مربیان و کلیه افراد مرتبط با کم توانان ذهنی قابل استفاده است.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید
معصومه پور
سلام اقای دکتر دخترم تصادفی هنگام چک کردن گوشی همسرش دید که ایشون فیس بوک نصب کرده و اسم دوست دخترای جوانیش رو هم سرچ کرده ۵ ساله که ازدواج کردن و یک پسر دوساله و یک تو راهی سه ماهه دارن اینقدر بدبین شده که خدا میدونه و همش میخواد چیزی ازش پیداکنه خیلی شکاک شده و میگه میدونم که بلخره مچشو میگیرم
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال *دکترصولت*: سلام، اگرچه پیامتان ناقص است، اما کامل فهمیده شد. پاسخ: شیوه ی کنکاش و کنترل برای اثبات فرضیه های ذهنی، نوعی اعتیاد وسواسی است که به شدت آسیب زا و تباه کننده ی زندگیست. بنابر این، توصیه می شود اولاً؛ با شرطی سازی معکوس( مثل نزدیکی بجای فاصله گیری، ابراز احساسات مثبت بجای طعنه زدن و برچسب زدن، گفتگو بجای قهر، شوخ طبعی بجای جدی بودن و .....) از گیر افتادن در دامِ تبعیت از افکار مخرب و بی حاصل رها بشوند. وثانیاً؛ در اولین فرصت برای دریافت درمانِ کامل، به متخصص روانشناسی بالینی مراجعه نمایند.
ناظر
سلام من میخاستم تجربه خودم در خصوص مشاوره با آقای دکتر صولت خدمت دوستان عزیز عرض کنم. من ۴ ساله که زیر نظر دو روانشناس بالینی برای کمک به رفع مشکلات خانوادگی و درمان افسردگی بودم ولی در مدت این چهار سال هیچ نتیجه ای عایدم نشد جز اینکه روز به روز افسردگیم شدت پیدا میکرد و در مشکلات بیشتر غوطه ور میشدم تا این که یکی از دوستان آقای دکتر صولت را به من معرفی کردند و خدمت ایشون رسیدم ولی با ناامیدی تمام!، خیلی برام عجیب بود که من در جلسه اول درمان و مشاوره تغییر کلی در طرز فکرم ایجاد شد و نحوه برخورد با مشکلات من مثل سابق عجولانه و متهورانه نیست. من از آقای دکتر یاد گرفتم که کنترل شرایط زندگی فقط دست خود منه و شرایط و اوضاع و نابسامانیهای زندگی نمیتونن منو کنترل کنن. ایشون به من نحوه تفکر صحیح و روش درست رویارویی با مشکلات رو یاد دادن واقعا ایشون دکتر حاذق و باسوادی هستند من بازیابی سلامت روحی و روانیم رو مدیون ایشون هستم.
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال *دکترصولت*:سلام؛ به اشتراک گذاشتن تجارب درمانی با دیگران، صفتی نیکو و از علایم بلوغ اجتماعی است. به این نکته ی مهم نیز توجه داشته باشید که هرگونه موفقیت درمانی، نتیجه ی ۳ عامل به هم پیوسته است. ۱- درمانجوی فعال و با پشتکار ۲- درمانگر حاذق و مسئولیت پذیر ۳- برنامه ی درمانی دقیق و موثر
M
سلام وقت بخیر من ۱۷ سالمه و ی اقای ۳۲ ساله اومده خواستگاریم از همه لحاظ ایده آل هستش و من خوشم اومده ولی یکم روی تفاوت سنی تردید دارم خواستم ببینم این کار درسته ؟؟؟
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال *دکترصولت*: سلام، اگرچه تفاوت سنی شما با ایشان معنادار است، اما دلیل کافی و معتبری برای نادرست بودن ازدواجتان نیست. بهتر است مجموعه ی معیارهای اصلی و حیاتی مورد نیاز برای همسر گزینی از قبیل: بلوغ عقلی، بلوغ عاطفی، سلامتی جسمی و روانی، آمادگی شغلی و مالی و از همه مهمتر دلبستگی عمیق و پایدار را به همراه تجارب حاصل از ارتباطتان در موقعیتهای واقعی به دقت مورد ارزیابی قرار دهیدو سپس تصمیم گیری کنید. اگر از دانایی کافی برای درک و پذیرش دنیای متفاوت یکدیگر برخوردار باشید و بدان احترام بگذارید، پس توانسته اید اثر فاصله ی سنی رانیز کنترل و خنثی نمایید. در صورت نیاز به کمک بیشتر، به متخصص روانشناسی بالینی مراجعه کنید.
هلیا
سلام لطفا کمکم کنید فقط ۸ سالم بود ک بهم تجاوز شد اونم نه یبار و دوبار بلکه بارها از سمت یک اشنا، کنکور دارم تازه فهمیدم چه بلایی سرم اومده ،دارم دق میکنم تمرکز ندارم، تو این همه بدبختی خودم به یک اقایی هم علاقه مند شدم، اما من با این شرایطم چطری میتونم کسی رو کنار خودم داشته باشم، کی باور میکنه من بی تقصیرم؟
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال *دکترصولت*: سلام، یافته های علمی معتبرومتعددنشان می دهد که هرفردی در دوران رشد خود دست کم یک بار یا بیشتر توسط افراد آشنا یا غریبه مورد سوء استفاده ی جنسی قرار گرفته است. بنابراین؛ ابتدا به این موضوع توجه کنید، اتفاقی که برایتان رخ داده یک رویداد منحصربه شما نیست و عمومیت دارد. اما آنچه اکنون لازم است بدرستی به آن بینش پیدا کنید این است که؛ درحال حاضر مشکل شماواقعه گذشته نیست، بلکه افکار برجای مانده از آن است که اتفاقا بخش اضافه و غیر لازم زندگیتان نیز می باشد. آنها را از ذهن خود خارج کنید. بصورت کد گذاری شده بر روی کاغذی بنویسید. در پاکتی بگذارید وسپس در جای امنی بایگانی کنید. هر گاه خیالتان درگیر موضوع شد با خود مرور کنید که: "دوباره آمدید باشه، اما من دیگر بایگانی تان کرده ام. چون پرداختن به شما، جز رنج حاصل دیگری برایم ندارد". و اگر به فردی دلبستگی پیدا کرده اید نگران نباشید. چون ایشان با قلب، مغز، باورها، عشق و الویتهای خودش ارزیابی و انتخابتان خواهد کرد نه با تجارب یاطرز فکر شما. اگرچه بیان حوادث گذشته ی اینچنینی به معشوقتان هیچ سودمندی نخواهد داشت مگر اینکه در شرایط جبری و اجتناب ناپذیر قرار گرفته باشید. در صورت تداوم مشکلتان، به متخصص روان شناسی بالینی مراجعه کنید.
سارا
سلام ، من و همسرم ۵ سال از ازدواجمون میگذره ، مشکل ما عدم سازگاری در جهت رفتار دو طرفه هست ، من شخصیت بسیار هیجانی و پر نشاط هستم اما همسرم بسیار شخصیت آرومی دارن و بسیار کم حرف و سرد هستن و بی تفاوت به همه چیز من ، و اصلا اهل ابراز احساسات و قدر دانی و .. نیستن ، درصورتی که من خیلی احساسی هستم و اساسی ترین مشکلات ما باهم همین چیزهاست که باعث شده روز به روز روابطمون سردتر واز هم دورتر بشیم ، و این من رو خیلی اذیت میکنه ، لطفا راهنماییم کنید، سپاس
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال *دکترصولت*: سلام، تعامل بین طبیعت و تربیت هر فردی، شیوه های ارتباط و میزان سرمایه گذاری وی در روابط بین فردی را مشخص می کند. بنابراین، بررسی این دو عامل برای تعیین نحوه ی ترمیم و ارتقاءِ سطح سازگاری زناشویی شما گام اولِ یاری رسانی خواهد بود. اما از سوی دیگر، برای حیات بخشی و فعال سازی یک ارتباط عاطفی ایده آل، زوجین به پرورش دو قابلیت اساسی بصورت همزمان نیاز دارند:۱- ادراک احساسات.۲- ابراز احساسات. ابتدا در خصوص نحوه اییکه احساسات و عواطف خود و دیگری را درک و ابراز می کنید باهم گفتگو کنید. سپس خشنود سازی شریک زندگیتان را با در نظر گرفتن نیازها و سلایق او، به مسئولیت های فردی خویش اضافه نمایید. محرکهای مثبت و منفی رابطه را شناسایی کنید و در ادامه، تمرین بازسازی و بهبود کیفیت زندگی دونفری را آغاز نمایید. تاکید می گردد؛ همزمان با لزوم درک سبک های متفاوت ابراز محبت در زندگی زناشویی، تمرین احترام گذاشتن و پاسخ مناسب به نیازها و انتظارات حسی همسر نیز، از لوازم حیاتی زندگی مشترک به حساب می آید. به دلیل اهمیت موضوع، مراجعه به متخصص روانشناسی بالینی در صورت تداوم مشکل، توصیه می شود.
مریم احمدی
سلام همسر من به شدت دست بزن داره و ۱۳ ساله دارم تحمل میکنم فقط یکبار به خانوادش گفتم که باباش به کسی چیزی نگو یکبارم به خواهرم گفتم که به شدت کتک خورده بودم دلیل جدا نشدنم یکی پدرم هست که نمیخوام ناراحت بشه دوم مسآله مالی و سوم اینکه میدونم مهریه نمیده و نمیخوام به این راحتی ازش جدا بشم که یکی دیگه هم بدبخت کنه بچه دار هم نشدیم و ایراد از من هست البته سر این مساله مشکلی نداره
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال *دکترصولت*: آزار جسمی و روانیِ تکرار شونده، نیاز فوری به مداخله ی تخصصی جهت آسیب شناسی و تجویز درمانهای دقیق دارد. اقدامات ترمیمی، در صورت مقاومت درمانی: ۱- شناسایی و کشف موقعیت هایی که احتمالا رابطه ی بدون تنش داشته اید.از تجارب این موقعیت ها و تکرار آنها، برای تعدیل شرایط بحرانی استفاده کنید. ۲- در دوره های آرام رابطه، از همسرتان تقاضا کنید تا با بازسازی اتفاقات منجر به آزار جسمی، راههای جدیدی بجز پرخاشگری فیزیکی را جهت تخلیه خشم وحل مشکلات در نظر بگیرند.سعی کنید توافق جدیدی بعمل آورده و متعهدانه به اجرای آن پایبند باشید. برای موارد احتمالی عود مجدد نیز، برنامه ی جبرانی در نظر بگیرید. ۳-عوامل منفی و مثبت را بررسی و فهرست بندی کنید. سپس از آنها برای کاهش تنش و افزایش کیفیت رابطه، استفاده کنید(محرکهای منفی را تضعیف و محرکهای مثبت را تقویت نمایید). ۴- سعی کنید در فضایی کاملا صمیمانه و اخلاقی، بصورت رودرو یا مکتوب، رنج و غمی که در نتیجه ی ضرب و شتم همسرتان بر شما حاکم می شود را به ایشان انعکاس دهید و برای حل این معظل از او طلب همکاری کنید. ۵- در موقعیت های مناسب از نظر حسی و عاطفی، از همسرتان بخواهید خودش را در وضعیت ضرب و شتم توسط دیگری تجسم نموده واحساساتش نسبت به فرد آزار دهنده را، ارزیابی نماید. ۶- فاصله گیری و درخواست کمک در صورت تداوم بحران.
علی شریف نژاد
سلام من دوتافرزندپسردارم ۱۹و۱۱ساله الان ۶ماه ازهمسرم جداشدم چون خودش اقدام به طلاق کردچون حق طلاق باخودش بودالان مایل برگرده ولی میگه هنوزخودموپیدانکردم نمیدونم چیکارکنم حتی پیشنهادمشاوره دادم ولی هیچ جوابی نمیده میگه یک روزمیام باهم صحبت کنیم نمیدونم چکاری بایدانجام بدم راهنمایی کنیدممنونم
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال *دکترصولت*:سلام؛ ازدواج، جدایی و بازگشت مجدد بعد از جدایی، هرکدام بخشی از رویدادهای زندگی انسانهاست. بنابراین؛ تصمیم گیری برای انجام هریک از اینها، در صورتی که مبتنی بر نیازها ی اصیل و دلبستگی های پایدارتان باشد، موجه خواهد بود. یک معیار اساسی برای درک اینکه اقدام برای رجوع مجدد صحیح است یانه، مقایسه ی دقیق عوارض و پیامدهای حاصل از دو حالت جدایی و هم زیستی است که خودتان و فرزندانتان بطور واقعی آنها را تجربه کرده اید. لازم نیست اعمال خاصی نیز انجام دهید. جزاینکه، فرصت مورد تقاضا را محترم بشمارید و به ایشان اطمینان دهید در صورت بازگشت، از وی استقبال شایسته بعمل خواهید آورد و تمام تلاشتان را برای اصلاح و جبران اشتباهات گذشته، بکار خواهید بست. در نظر داشته باشید، اتفاقات زندگی اگر منجر به تجربه اندوزی و ارتقاء کیفیت آن شود، آسیب زایی چندانی نخواهد داشت. توصیه می کنم در صورت اقدام برای بازگشت، برای تعیین یک خط پایه ی جدید، کسب مهارتهای مورد نیاز و نظم بخشی به روابط آینده، دریافت خدمات مشاوره ای نزد یک متخصص روانشناسی بالینی مجرب را نیز مد نظر داشته باشید.
Elham
با سلام و خسته نباشید من و همسرم هر دو ازدواج دوممون هست و ۴ ماهه که ازدواج کردیم هر دو دارای یک فرزند پسر هستیم ولی همسرم اصلا دوست نداره پسر من رو ببینه چون شبیه پدرشه و خیلی بهم شک داریم خیلی حرفای زشتی بهم میزنه در حدی که پشیمونم از ازدواجم و چند بار ازش خواستم که طلاقم بده. لطفا راهنماییم کنید‌.
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال *دکتر صولت:*سلام؛ خانواده های ترکیبی حاصل از ازدواجهای مکرر، معمولا ویژگیهای پیچیده و پر مسئله دارند. بنا براین، توصیه می شود برای سازمان دهی آن، خدمات زوج درمانی و خانواده درمانی، نزد متخصص روانشناسی بالینی مجرب دریافت نمایید. درخصوص سوءظن و بدبینی نیز بسته به اینکه؛ نشانه های واقعی و بیرونی عامل آن باشد، یا فرضیه سازیهای ذهنی و باورهای درونی، و یا هردو، درمانهای متفاوت مورد نیاز خواهد بود. اگر فرد دچار افکار سوء ظن غیر واقعی شود، حتما نیاز به تغییر شیوه ی مواجهه با آن افکار خواهد داشت. خط اصلی درمان این است که به فرد کمک شود تا بجای تبعیت منفعلانه از افکار منفی، آنها را به چالش بکشد و سندیتشان را مورد پرسش قرار دهد. قبل از آن نیز، لازم است ذهن را از نشخوار گذشته رها ونسبت به آن تعیین تکلیف نماید. یک نقطه ی شروع جدید با مقررات و توافق دونفره ی جدید، مرحله ی بعدی می باشد که طی آن، ارزشهای مشترک بین طرفین تعیین گردیده و سعی می شود متعهدانه به آنها عمل شود. در کنار همه ی این دستورالعمل ها، احترام متقابل و مسئولانه، تقویت و غنی سازی رابطه، گفتگوی صمیمانه و پاسخ اخلاقی به رفتارهای همدیگر نیز، به کاهش گرفتاری های ناشی از سوء ظن و بدگمانی کمک می کند.
Sh.r
سلام وقتتون بخیر برادر من شکست عشقی بدی خورده میتونه برای مشاوره ب مرکز شما مراجعه کنه؟
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام؛ بله.
س.م
سلام آقا هستم .یازده سال هست که ازدواج کرده ام ولی به همسرم میل جنسی ندارم و در این مدت با بسیار کم با هم رابطه برقرار کرده ایم .از نظر جسمی به دکتر مراجعه کرده ام و مشکلی ندارم .لطفا راهنمایی کنید
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام؛ بدلیل تعدد ابعاد و عوامل احتمالی موثر دراین موضوع، برای تشخیص و ارائه درمان مناسب، بررسی و ارزیابی دقیق بالینی مورد نیاز است. اگر بررسیهای طبی را انجام داده اید، به یک متخصص روانشناسی بالینی مجرب درزمینه ی اختلالات جنسی مراجعه کنید.
رضا
سلام برای درمان وسواس فکری بهتره به روانپزشک مراجعه کنیم یا روانشناس؟
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام؛ مراجعه ی اولیه به متخصص روانشناسی بالینی نقطه ی شروع مناسب تری است. اگرچه معمولا در مراحل پیشرفته تر یا مواردی که اختلال به عملکرد مغزی-عصبی مربوط است، خدمات روانپزشکی نیز ضرورت پیدا میکند.
زینب
سلام مادری ۴۷ساله شاغلم و دخترم ۱۶ساله جدیدا زیاد سر هرمسئله ای بحث و تنشنج داریم زیاد دعوا و بحث لفظی داریم و همیشه من عصبانی و داد و بیداد میکنم که او نیز متقابل جوابم و میدهد .هردو زود گریه کرده و سکوت میکنیم ولی این سکوت و سردی را دوست نداریم . چون حس ناراحتی در دل هردو مونده و مثل آتیش زیر خاکستر بر اثر جرقه ای دوباره شروع میشود. چه کنم که محیط آرامی در خانه داشته باشیم؟
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام؛ به چند نکته توجه کنید: ۱- در پاسخ به همدیگراز روشهای تکراری و بی حاصل قبلی استفاده میکنید. ۲- در زمان تنش،اغلب از گفتگو و ارتباط، برای تخلیه ی خشم و ابراز خصومت استفاده میکنیدنه حل مشکل.۳-تلاشی برای درک پیامهای نهفته در رفتارهای همدیگر نمیکنید و تنها براساس نشانه های آشکار که معمولا تحریف شده و غضب آلود است،قضاوت میکنید.۴-از پذیرفتن دنیای متفاوت یکدیگر هراس دارید و سعی میکنید با اصرار، نحوه ی ادراک و سبک زندگی طرف مقابل را با الگوهای خودتان همگام کنید.۵-از پذیرفتن سهم خودتان در ایجاد مشکل اجتناب میکنید و تمرین انتقاد پذیری ندارید. بنابر این، توصیه میشودضمن اصلاح موارد فوق و عمل کردن بر عکس آنها،اولا: هردو سعی کنید بین دریافت پیام یا یک تحریک و پاسخ به آن وقفه ای ایجاد کرده و سپس واکنش خود را، بر مبنای میزان اثری که در تامین هدف و نیازتان دارد تنظیم کنید نه بر مبنای محرک یا خشم تحریک شده.ثانیا: روش گفتگوی همدلانه، پاسخ اخلاقی به رفتار غیر اخلاقی، پرهیز از طناب کشی و لجبازی متقابل ، و حفظ رابطه در محدوده ی صمیمی و محترمانه را دنبال کنید.
پریناز
با سلام و خسته نباشید دختری ۲۸ ساله هستم که مدت دو ماهی است با پسری ۲۶ ساله که از اقوام پدریم هست نامزد شده ایم، تا با خصوصیات و اخلاق یکدیگر آشنا بشویم، سوالی که من از ایشون پرسیدم در مورد اختلاف سنی بوده و ایشون در جواب گفتن که براشون سن مطرح نیست و اهمیتی نداره، و اینکه طی این دو ماه من متوجه شدم که ایشون پسر خشک و بی احساس و سردی هستن، برعکس من که دختر خونگرم و بااحساسی هستم و احساسات و محبت خودم رو بروز میدم. من این موضوع رو با خودش مطرح کردم و میگه سعی خودش رو میکنه که سازگار و انعطاف پذیر باشه، و اینکه میگه خیلی نمیتونم خودم رو تغییر بدم. کم صحبت هستش و تا من پیام ندم یا تماس نگیرم نه پیام میده و نه زنگ میزنه،دیگه چی بشه یه وقتی حالم رو جویا بشه. اصلا توجهی به من نداره و خانوادش هم میگن که کلا این مدلی هستش!!!!!!من هم تصمیم گرفتم که شروع کننده نباشم که پیام بدم و یا تماس بگیرم، چند روزیم هست که پیام ندادم و ایشون فقط یکبار تماس گرفته و حالم رو جویا شده و بس!!!لطف میکنیم راهنماییم کنید،ممنونم از شما…
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام؛مسئله ی مهم تر و حیاتی تر از ابراز احساسات و عواطف، بودن آنهاست. یعنی اینکه آیا اصلا دلبستگی عمیق و پایدار در فرد ایجاد و فعال سازی شده یا نه. اغلب اوقات بدلایل متعددی دسترسی به فهم و تفکیک این دو موضوع، آسان نیست و نیاز به بررسی دقیق روانشناختی و روان تحلیلی دارد.در هرصورت آنچه بیان کرده اید نشانه ها و علایم مهمی هستند. اگر مشکل تنها ابراز عواطف باشد، یک ویژگی شخصیتی یا نقص در مهارتهای ارتباطیست و قابل اصلاح است. اما نبودن یا کم بودن دلبستگی ونیاز عاشقانه ی ناشی از آن، هرگز درمان پذیر نیست.وقتی کشش و نیاز نباشد، احساسی نیز نخواهد بود تا ابراز شود. مگر به اجبار و تظاهر، که آن هم همچون آفتابی برلب بام است. نه گرمابخشی اش و نه ماندگاری اش اعتباری ندارد. توجه داشته باشید؛ در انتخاب شریک زندگی، هم سطحی بالا در دوست داشتن وعلاقمندی، اولین و اصلی ترین معیار است.
همایون
سلام خسته نباشید من چند وقتی هست که پدر و مادرم به صورت پنهانی دنبال ازدواج کردن من هستن و دنبال پیدا کردن دختر هستن سنم هم ۲۴ هست. البته عقیده دارم یک عدده فقط، بعد به من هم گاها یه چیز هایی میگن در رابطه با ازدواج و من مخالف هستم و دوست دارم تا ۲۸ ۲۹ اینا اقدامی نکنم برای همین خیلی تحت فشار قرار گرفتم و مشکلات بی خوابی و هزار فکر و خیال میاد به سرم. حتی چند روز تپش قلب هم گرفتم و خوابم نبرد و سرم هم به شدت درد میکنه لطفا بگید من باید چیکار کنم؟
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام؛ در این سن، اگر عدم تمایل به ازدواج، بخشی از علامت یا نشانه ی یک اختلال نباشد کاملا طبیعیست و نیازی به اصرار خانواده یا حساسیت شما نیست. اما از آنجا که بنظر میرسددر توصیف مذکور، بین اظهار نظرهای هراز گاهی و ابراز تمایل نه چندان سخت گیرانه ی والدین، با واکنش های اضطرابی و افراطی تان تناسبی وجود ندارد، بنا براین ممکن است بررسی و آسیب شناسی دقیق تر لازم باشد. معذالک، اگرچه شما در سن تقویمی مناسبی برای ازدواج قرار دارید، اما جهت اقدام برای تشکیل زندگی مشترک، نیازواقعی و مداوم، دلبستگی عمیق و پایدار دو طرفه، آمادگی و پختگی عقلی، عاطفی، شغلی و مالی ، همراه با سلامتی جسمی و روانی نیزضرورت دارد.
سپهر سقایتی
سلام من یه پسر یازده ساله دارم حدود دوماه هست که همش میگه من اینو کشتم اونوکشتم فلانی کرونا گرفته تخسیر من که نیست بیشتر اوقات دست و صورتشو هی میشوره همیشه لباساش خیس الان هم میگه من معتادم سیگار رفت تو دهنم معتاد که نشدم به فلانی نگاه کردم معتاد که نشدم ....از خودش صدا در میاره میخنده پشت بندش گریه میکنه لطفا راهنمایی کنید
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام؛ باتوجه به وجود همزمان علایم مرتبط با باورهای غیرمنطقی، کاهش رابطه با واقعیت، عاطفه ی دوسویه، و تداوم آن بمدت ۲ ماه، ضروریست در اولین فرصت به متخصص اعصاب و روان یا متخصص روانشناسی بالینی مراجعه کنید تا ارزیابی تشخیصی تکمیلی بعمل آید و اقدامات درمانی آغازگردد.
رونا
سلام وقتتون بخیر من ۲۸ سالم هستش و همسرم که الان دو ماهه نامزد هستیم ۳۴ سالشونه و دوسال هست که باهم در رابطه هستیم و از ابتدا ایشون به قصد ازدواج وارد رابطه با من شدن و تو محیط کار بودو کلا از من خیلی خوشش میومد و من برعکس حسی بهش نداشتم و بعدها حسم خوب شد خیلی آقای خوب و مودبی هست سالم کاری با خانواده اما ی کم استرسی هستش و خیلی سخت تصمیم میگیره مثلا راجعبه اومدن به خواستگاری خیلی به سختی جلو اومد و من مشکلی که باهاش دارم اینه که گاهی اوقات نسبت به من سرد میشه و حسی ازش نمیگیرم نسبت بهم بی اهمیت میشه بارها و بارها مشاوره رفتیم اما واقعا هیچ راهنمایی ای نکردن و نامزدم واقعا خودش هم از این حسش خسته شده مثلا میگه گوشیمو برمیدارم بهت پیام بدم بعد ی حسی درونم میگه ول کن بابا بعدش گوشیمو میذارم کنار میگه دلم میخواد بیام دنبالت ببرمت بیرون ولی انگار نمیتونم سمتت قدم بردارم میخوام بهت زنگ بزنم دستم نمیره سمت تلفن خودمم حس میکنم خیلی داره عذاب میکشه بهم میگه تو خیلی خوبی مستقلی تحصیلکرده ای بادرکی باخانواده ای اما من نمیدونم چرا گاهی اینشکلی میشم و ناراحتت میکنم، من خودم هم خیلی سعی میکنم بهش
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام؛ برای تعیین مسیر درمانی در خصوص مشکل توصیف شده،بررسی دقیق دو فرضیه ی تشخیصی مهم ضرورت دارد .۱- اگر اجتناب یا فاصله گیری دوره ای، با احساس و گرایش درونی هم آهنگ باشد، در اینصورت فعلا هیچ نیازی به حساس شدن و تلاش برای تغییر دادن نیست. هرگونه تمرکز و جدی گرفتن این پدیده، استرس زایی آن را افزایش داده و مشکل را نیرومند تر خواهد کرد. تداوم رابطه بصورت طبیعی و غنی سازی دلبستگی، قدرتمندترین شیوه ی ترمیم این وضعیت است. ۲-اما اگر گرایش درونی و واکنش بیرونی هماهنگ نباشند ، معمولا پای عواملی روان شناختی در میان است که با محرکهایی درونی یا بیرونی فعال سازی شده و مقاومت تولید میکنند. این عوامل، میانجی هایی از جنس شناختی، هیجانی، روان پویشی و امثالهم هستند و برای اصلاح و نظم بخشی آنها حتما نیاز به روان درمانی نزد متخصص روانشناسی بالینی مجرب خواهد بود.
مریم
سلام خسته نباشید میخواستم ازتون راهنمایی بگیرم من در حال آشنا شدن با فردی برای ازدواج هستم اما خانواده پدری بنده یعنی عموهای بنده به اعتیاد مبتلا هستند اما خانواده خودم از هر نظری قابل قبول هستندو این آقا کامل با پدرم و برادرم صحبت کردن و آشنا هستند با خانوادم من چطور می تونم این موضوع را با ایشون در میان بگذارم و آیا اصلا لازم است برای ایشان چیزی را توضیح دهم؟ در حالی که در قبل به ایشان گفتم که ما اصلا با خانواده پدری رفت و آمد نداریم.
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام؛ پاسخ ساده است. نه لازم است خواستگارتان این موضوع را بخشی از ارزیابی برای ازدواج با شما در نظر بگیرند و بدان اشتغال ذهنی داشته باشند و نه ضرورت دارد شما در این خصوص دچار تشویش بشوید یا احساس مسئولیت بکنید. اگر زوجین خودشان طبیعت ، تربیت و سبک زندگی سالمی داشته باشند ، برای خشنودی و کامیابی هردو کفایت میکند. بنابراین حتی پیوستهای نزدیک نیز در این فقره اهمیت زیادی ندارند تا چه رسد به آنهایی که دورترند(مثل خانواده ی عمو ودایی و غیره).
زهراسلطانی
سلام خسته نباشی من به همسرم حس شک و بدبینی دارم برای رفع این مشکل باید چی کار کنم؟
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام؛ ابتدا این دو حالت ممکن را وارسی کنید . ۱-آیا سوء ظن شما حاصل نشانه ها یا علایمیست که در همسرتان مشاهده و تجربه کرده اید؟. ۲- یا محصول فرضیه ها و باورهای ذهنی خودتان است. در حالت اول: سعی کنید مشکل را محترمانه اما کاملا جدی با او درمیان بگذارید و همکاری اساسی وی را برای رفع مشکل و جبران عوارض آن مطالبه کنید.توضیح دقیق و شفاف کردن رفتارها ، پرهیز از محرکهای تداعی کننده ی سوء ظن، تقویت روابط عاطفی و صمیمیت، عدم تکرار و...‌ ازناحیه ی ایشان و ارتباط حمایتی، توام با بررسی امکان بخشودگی با مشاهده ی تغییرات وی، از طرف شما، تکالیف مناسب اولیه برای رویارویی با موضوع در این سطح میباشد. و در حالت دوم :از طریق تمرین زیر سوال بردن افکار و باورهای غلط، بر رهاسازی و عدم تبعیت از آنها متمرکز شوید. ضمنا از روش شرطی سازی تقابلی نیز استفاده کنید. یعنی رفتارهای سالم و عکس آنچه تحریکات ذهنی تان تولید میکند را انجام دهید.مثلا بجای کناره گیری و قیافه گرفتن ، گفتگو ی صمیمانه با همسرتان را دنبال کنید. در صورت تداوم مشکل ، بدلیل اهمیت مساله در اولین فرصت به متخصص روانشناسی بالینی مراجعه کنید.
الهام
سلام وقتتون به خیر مشاوره آنلاین یا تلفنی هم انجام میدین؟
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام؛ این خدمات برای مراجعینی که قبلا بصورت حضوری پذیرش شده و پرونده ی درمانی دارند ارائه میشود.
نازی
سلام خسته نباشید من پسر ۱۶ساله دارم خیلی پرخاشگری میکنه خیلی باهاش مشکل دارم میشه کمکم کنید خیلی نیاز به راهنمایی دارم تا بتونم خوب تربیت بشه وجوانی خوبی داشته باشه ممنون میشم کمکم کنید
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام؛۱- رابطه خانوادگی صمیمی و محترمانه ای را برقرارکنید وسعی کنید ارزشمندی خودتان را برای او افزایش دهید ۲- باهمراهی فرزندتان زمینه ها و محرکهایی که رفتار پرخاشگرانه را ایجاد یا تقویت میکنند ،شناسایی و اثر آنها را کنترل یا کاهش دهید.۳-سعی کنید الگوی مناسبی از عمل(نه گفتار) خردمندانه را در فضای ارتباطی حاکم کنید.۴- امر و نهی ها، تکالیف اخلاقی ، تحصیلی و رشدی بیش از حد و تکرار شونده به او تحمیل نکنید و بخش اعظمی از چگونه زیستن را به خودش واگذار کنید۵-به ویژگیهای ارزشمند و مثبت او بیشتر از اشکالاتش استناد و توجه کنید.۶- مهارتهای ذهنی و رفتاری کنترل و به تعویق انداختن خشم و پرخاشگری را با او مرور کنید و توصیه کنید تمرینات مرتبط با آن را بطور روز مره انجام دهد.۷-برای کسب دانش بیشتر در این زمینه ، به متخصص روانشناسی بالینی مراجعه کنید.
مهشاد
با سلام میخواستم ازتون بپرسم که لازمه در دوره اشنایی به شخص مقابل در مورد مشکلات روانی و اعتیاد بستگان نظیر دایی و عمو و.. توضیحی داد یا خیر ممنون میشم راهنمایی کنید
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام ؛ پاسخ مناسب دادن به پرسش یا کنجکاوی بمنظور رفع نگرانی کسی که بناست شریک زندگیتان شود، اشکالی ندارد. اما ملاک قرار دادن اعتیاد یا مشکلات روانی بستگان، برای تصمیم گیری در مورد ازدواج و انتخاب همسر، صحیح نیست.
مهدی
سلام شما مشاوره بعد از طلاق هم دارید کمک به بحرانهای بعد این داستان
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام ؛ بله ، خدمات مشاوره ای و درمانی در این زمینه ارائه میشود.
مارال موسوی
باسلام بنده یه دختر ۱۴ سال هستم من با مادرم اختلافات دارم مادر من با افکاری قدیمی هستش ایشون فامیلی بزرگ شدن و رسم های دارن که دختر تا این سن این کار کن یا نه من خیلی صورتم مو دارن و خیلی ضایع هستش و دوستان و فامیل هم منو مسخره میکنن من جلوی همه خجالت میکشم و فقط دوست دارم تو اتاقم تنها باشم چون خجالت میکشم دلم نمیخواد جای برم اعتماد به نفسم خیلی کم شده از بیرون رفتن بدم میاد همه مسخرم میکنن و من خیلی خجالت میکشم اگه میشه راهنمایم کنید که به مادرم چه بگویم
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام ؛ نحوه ی بیان نیازها و مشکلاتتان اهمیت بیشتری دارد.هرآنچه برای من نوشتید را بصورت درخواست و نه طلب برای مادرتان بیان کنید. صمیمانه وهمدلانه ، نه پرخاشگرانه و معترضانه. سعی کنیدبدون زیر سوال بردن عقایدش تقاضای خودتان رامطرح کنید تا مقاوتش را تشدید نکنید. علاوه براین به او بگویید که تداوم وضعیت کنونی به سلامتی روانی و انگیزه زندگیتان آسیب میزند. همراه با تحریک عاطفی مادرتان ، اورا متوجه کنید که درخطرهستید و حالتان خوب نیست،تا احساس مسئولیت و ترس اورا نسبت به عواقب اعمالش تحریک کنید. از اعضای دیگر خانواده یا منسوبینی که درک بهتری از شرایط شما دارند و اثر گذاری بیشتری بر عقاید مادرتان دارند نیز برای تعدیل مواضع وی کمک بگیرید. اگر تغییر مطلوب حاصل نشد ، به مادرتان بگویید احساس خوبی ندارید و نیاز دارید با یک طبیب ملاقات نمایید. سپس همراه ایشان به یک متخصص روانشناسی بالینی مراجعه کنید . چون غالبا دراینگونه موارد که با مقاومتها ی سرسختانه و پیچیده ی فردی ، فرهنگی و اجتماعی همراه است مداخله های درمانی مورد نیازمیباشد.
یاسین کریمی
سلام عرض ادب و احترام من 36 سالم هست و حدود 5 سال از ازدواجم میگذرد متاسفانه خانم بنده علی رغم تمام عشق و محبت که در زندگیمان وجود دارد با توجه به افکار منفی مخصوصا در مورد خانواده بنده موجبات مشاجره و اعصاب خوردی را ایجاد میکنند که ای امر شدیدا بنده را آزرده خاطر کرده برای رهایی از این افکار منفی توصیتون رو خوشحال میشم بدونم با سپاس
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام ، مشکل مذکور نشان دهنده ی یک مثلث معیوب خانوادگی با مرزهای در هم تنیده است. خط اول درمان،ساختار سازی جدیدباتوافق زوجین و باز سازی مجدد نقش ها و مرزهاست. سپس اصلاح الگوهای ناکار آمد وجایگزین کردن الگوهای سازنده ومثبت.درابتداهرکدام بپذیرید که بخشی از عملکرد و باورهایتان ناکارآمد و غلط است وآنهاراتغییردهید.مثلا شمادرمورد اختلافات یا اظهار نظرهای همسر و خانواده علیه همدیگر بیطرف بمانید تا آنها در تلاش برای اعتلاف با شما ناکام بمانند. در مقابل همسرتان نیز مخرب بودن برخی باورها و رفتارهایش را بپذیرد و بر روی اصلاح آنها کار کند. بجای اصرار بر تغییر دیگران، حساسیت های خودش را با تمرین مداوم به حداقل ممکن کاهش دهد. جنبه های مثبت را در ارزیابی های ذهنی خویش فعالسازی کند و بجای لجبازی روش حل مساله را درپیش بگیرد. به خانواده نیز محترمانه تذکر بدهید که با ادامه ی رفتارهای تحریک کننده، خوشبختی و آرامش شماراتباه نکنند.ارتباط با خانواده راکاهش و در عوض کیفیت و کمیت رابطه ی اختصاصی با همسرتان را افزایش دهید. در صورت تداوم مشکل به متخصص روانشناسی بالینی مراجعه کنید.
ایمان
من دچار اختلال خواب شدید هستم باید با روانشناس صحبت کنم یا روانپزشک؟
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام ، اگردر بررسی سبب شناختی اختلال خواب مشخص گرددکه علتهای اولیه بیماریهای طبی ، زمینه ای ، بدکاری عصبی ، مصرف یا مسمومیت دارو ، مواد و الکل است ، در اینصورت الویت اول مراجعه به روانپزشک خواهد بود . اما هر علت دیگری غیر از موارد فوق در میان باشد ، مراجعه ی اولیه به متخصص روانشناسی بالینی گزینه ی مناسب تری میباشد. اما بطور کلی هم روانپزشک و هم روانشناس صلاحیت اولیه ی پذیرش بیماران دارای اختلال خواب را دارند و میتوانند پس از ارزیابی اولیه و بالینی ، در صورت لزوم ارجاع لازم را انجام دهند. اگرچه ، صرف نظر از اینکه اول به کدامیک ازمتخصصین مذکورمراجعه کرده باشید، معمولا برای درمان اساسی تر اختلالات خواب ، خدمات همزمان و ترکیبی هر دو تخصص ضرورت پیدا میکند .
هدیه حیدری
سلام خسته نباشید شما واقعا بهترین هستین همه تعریف میکنن یه سوال داشتم من الان ۲ ماه نامزد کردم هیچ مشکلی با نامزدم فقط خیلی به پوشش من گیر میده خیلی آزار میده منو خانواده م میشه شما یه راه حل بگید بهم چیکار کنم اخه
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام ؛ در اینگونه موارد اصولا نیاز به بررسی دقیق زمینه و عوامل فعال ساز میباشد. اما با توجه به اینکه غالبا هسته ی اصلی مشکل یاد شده یک سوء تعبیر ذهنی و بیش بها دادن به مقوله هایی از قبیل اهمیت پوشش ،تعهد ،انحراف، سوءاستفاده ، احتمال ازدست دادن و امثالهم میباشد بنا بر این توصیه میشود : اولا:همدلانه گفتگو کنید و از تحقیر و تحریک و زیر سوال بردن همدیگر پرهیز کنید. ثانیا: نقطه ی تعادل را کشف کنید. با همکاری مشترک نقطه ای را مورد توافق قرار دهید که میزان معینی از نگرانی ایشان و میزان معینی از آزادی شما مورد احترام واقع شود. ثالثا : به تهدید بزرگتر توجه کنید. یعنی در نظر داشته باشید که هدف از کنترل زیاد حفظ معشوق وازدست ندادن آنست درحالیکه کنترل زیاد دقیقا به از دست دادن وی کمک میکند. چون غریزه ی انسان تمایلی به ماندن در کنار یک فرد آزار دهنده ندارد. رابعا : در حد معقول اطمینان بخشی مداوم از تعهد و ابرازعشق خودتان را در نظر داشته باشید.واز سرایت مشکل به روابط دیگر و محیط عمومی خانواده پرهیزکنید. درصورت تداوم مساله به متخصص روانشناسی بالینی مراجعه کنید.
زهره
سلام وقت بخیر لطفا منو راهنمایی بفرمایید من ۲۳ساله دندانپزشک هستم و خواستگارم فوق لیسانس عمران هستن و ۳۳سالشونه از نظر اعتقادی و اخلاقی بسیار به من شبیه هستن مرد با مسئولیت خوش اخلاق صادق و حامی هستن و چند سالی هم هست که منو دوس دارن و ازم خواستگاری میکنن ولی من چون درس میخوندم قصد ازدواج نداشتم الان درسم تموم شده من و خانوادم اخلاق و رفتار ایشون رو قبول داریم و میدونیم هم خودشون و هم خانوادشون آدم های خوب و صاحب نام نیکی هستن ولی نگرانی ما اینکه اختلاف سن بعدها مشکل ساز بشه بین ما من چندین بار با ایشون قرار ملاقات داشتم و درباره ی خیلی از مسائل صحبت کردیم هیچوقت احساس نکردم ایشون از من خیلی بزرگتر باشن ایشون نسبت به همه چی ذوق و احساس نشون میدن و هر بار هم که بخوان تصمیم جدی بگیرن مثلا عوض کردن ماشین یا خونشون همیشه از من نظر میپرسن و اون چیزی که من بخوام رو در تصمیمشون لحاظ میکنن اصلا یک دنده نیستن به نظرتون با وجود شباهت هایی که داریم و علاقه ای که هست ( البته بیشتر از سمت ایشون) و اخلاق خوبی که ایشون دارن این اختلاف سن مشکل ساز میشه؟
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام ؛ ۱-فاصله ی سنی ، با توصیف هایی که از تجارب بین فردیتان نیز ذکر کردید ،عامل مهمی نیست.البته به شرطی که خودتان آنرا نیرومند سازی نکنید. ۲- مساله ی پراهمیت درمورد موضوع مطرح شده این است : وقتی علیرغم مناسب بودن استانداردهای یک فرد ،قادر به تصمیم گیری نیستید ، توصیه میشود ارزش برابری این استانداردها با سطح دلبستگی ایجاد شده را با دقت بیشتری بررسی کنید. ۳- معیارهایتان را با کمک متخصص روانشناسی بالینی ،دقیق تر و کاملتر کنید و پس از ارزیابی مجدد، تصمیم گیری کنید.
دکتر صولت
سلام ، دوست داشتن و دلبستگی پایدار و عمیق از پایه های اساسی لازم برای تشکیل زندگی مشترک است و قابل جایگزینی با هیچ ویژگی یا فضیلت دیگری نیست. درصورتیکه پس ازسپری شدن مدت معناداری رابطه ی فعال درشرایط طبیعی(۳تا۶ماه) ، علایم و نشانه های دلبستگی و نیازمندی عاطفی ایجاد نشده و بودن یا نبودن فرد در زندگیتان تفاوت حسی و هیجانی خاصی ایجاد نمیکند، چنین وضعیتی مطلوب نیست و پیش آگهی خوبی برای آینده ندارد. باتوجه به اهمیت موضوع،توصیه میشود برای بررسی دقیق تر به متخصص روانشناسی بالینی مراجعه کنید.
فرشته
سلام من ۱۸سالمه واقعا ازتون کمک میخوام من به خواست خونوادم نامزد کردم ولی اصلن اخلاقمون بهم نمیخوره و دوسش ندارم الانم بعد مدتها عاشق یکی دیگه شدم ولی باهاش هیچ رابطه ای ندارم ک بخوام ب نامزدم خیانت کنم الانم نامزدم میگه من سردم باید انتخاب کنم یا جدا شیم یا اگر بمونم باید دوسش داشته باشم ولی من نمیتونم باهاش باشم چیکار کنم دیگه خسته شدم از این وضیعت باید هرچی زود تر تصمیم بگیرم خواهشا کمکم کنید چ راهی رو انتخاب کنم.
دکتر صولت
سلام. شرح حال ذکر شده ناکافیست. برای کمک به حل چنین مشکلی ، ضروریست منابع بازدارنده و تحریک کننده ی درونی و بیرونی بررسی شود. آیا عوامل زیست شیمی دخالت دارند یا هیجانی- عاطفی ؟.تجربه و یادگیری چه سهمی در این مورد دارد؟.عوامل محیطی و نظام خانواده چگونه عمل میکند؟الگوهای شناختی -رفتاری چگونه سازماندهی میشود؟.سبک زندگی و عادتها چه نقشی را ایفا میکنند؟و.....بسته به اینکه علایم ذکر شده نتیجه ی عمل یا تعامل کدامیک از عناصر ذکر شده باشد، پروتکل درمانی و ترمیمی متفاوتی خواهد داشت. توصیه ی ما مراجعه حضوری به متخصص روانشناسی بالینی است. با ساده سازی و تسهیل مراجعه ،میتوانیدایشان را تشویق کنیدموضوع را به طریق یاد شده پیگیری کنند.
kobra
با سلام. خواهری مجرد و 39 ساله دارم. چندین بار مشغول به کار شد ولی هر بار به دلایل مختلف از کار مستعفی و یا اخراج گردید. با حمایت و تشویق خانواده و بخاطر علاقه اش به آرایشگری این حرفه را آموخت و با اجاره محلی برای کار مشغول گردید. ولی با توجه به داشتن توانائیهای بسیار در این حرفه و همچنین بسیاری حرفه های دیگر، دل به کار نداده و اغلب تا ظهر در خانه خواب است و شبها تا 6 صبح بیدار بوده و به تماشای تلویزیون مشغول است. کج خلق و بسیار باهوش است. و به هیچ وجه نمی توان او را راضی کرد که به مشاوره مراجعه کند. لطفاًٌ راهنمایی کنید که چکار می توانیم بکنیم؟ البته برای امتحان یکی دو سالی را به حال خودش گذاشتیم که وضع بدتر شد بطوری که حتی از اتاق خود نیز کمتر بیرون می آمد مخصوصا وقتی که میهمان داشتیم. متشکرم
دکتر صولت
سلام. وقتی در موقعیت سخت زندگی قرار میگیرید لازم است :یا مسیرهایی که به حل مشکلات کمک میکند را امتحان کنید و یا اگر هیچگونه توان یا امکانی برای تغییر یا ترمیم دشواریها ندارید، آنرا بعنوان حقیقت کنونی زندگی پذیرا باشید تا بتدریج شرایط راتغییر دهید. اجالتا سعی کنید با پرهیز از روشهای تکراری و غالبا بی حاصل قبلی ،برای جلب مشارکت و مسوولیت پذیری همسرتان در امور زندگی، تلاش جدیدو متناسب با سلایق خلقی ایشان را آغاز کنید(تلاش از جنس تحریک همدلی مبتنی بر وجدان اخلاقی مناسبتر است).ضمنابنظر نمیرسد برداشت شما از علت تغییر خلق و رفتار همسرتان دقیق باشد. توصیه میشود برای بررسی و سبب شناسی تخصصی، دریافت خدمات زوج درمانی و اصلاح الگوهای ارتباط و تعاملات خانوادگی ،در اولین فرصت به متخصص روانشناسی بالینی مراجعه کنید.
P.h
سلام من خانمی۲۷ساله هستم برای فرارازمشکلات خانواده و تنهایی خودم با فردی غریبه به صورت سنتی ازدواج کردم به محض اینکه متوجه مشکلات خانوادگیم شدواینکه هیچکس ندارم ازمن حمایت کنه خیلی رفتارش بدشدمن هنوزم تنهام حالا نه راه پس دارم نه پیش بدترازهمه بدتراینکه ۵ماهه باردارم هستم اگرمیتونیدکمکم کنید ممنون
رضوان
سلام.بسیار تشکر میکنم از راهنمایی تون.حتما توی برنامه م هست ک به مشاور مراجعه کنم.واقعا به یادگیری یکسری مهارت ها نیاز دارم. ممنون میشم کتاب هایی رو هم برای رفتار مناسب با بچه ها و انواع رفتارهاشون توی کلاس معرفی کنید،بنده معلم هستم و دوست دارم در این زمینه مطالعه داشته باشم.با تشکر
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام.سپاسگزاریم؛گام های نخست(آموزش به روش مونته سوری) تالیف: ماری آلن پلاس . ده فرمان برای تربیت کودک، تالیف: جوفراست . روانشناسی تربیتی، تالیف : دکترعلی اکبرسیف . درمان شناختی - رفتاری کودکان در مدارس ، تالیف:جان هیوز.
رضوان
سلام.من دختری 22ساله هستم.نزدیک سه سال با آقایی دوست بودم و الان چند وقتی هست ک علی رغم مخالفت خانوادم نامزد کردیم.مخالفت خانوادم هم ب دلیل مساعل دینی بوده.قبل از نامزدی خیلی دعوا میکردیم و الان هم خیلی دعوا میکنیم،من چند بار خواستم تموم کنیم اما ایشون میگفتن ک من رو دوست دارن و بهتره مشکلاتمون رو حل کنیم تا اینکه بخوایم فرار کنیم از مشکلات.اما الان من دیگه واقعا خسته شدم،چیزی ک بیشتر از همه توی دعواها من رو اذیت میکنه اینه که همیشه رفتار و حرفهای منه ک اشتباس و همیشه این جمله رو میشنوم ک رفتارت درست نبود،این رفتارتو تغییر بده.دیگ خسته شدم واقعا از اینکه همیشه من مقصر باشم.نمیدونم چیکار کنم.
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام؛ برای موفقیت دررابطه و ایجاد تفاهم، علاوه بر دلبستگی وعلاقمندی، بلوغ و مهارت در برقراری ارتباط ومدیریت آن ، داشتن توانایی و تمرین خودکنترلی، مهارت های حل مساله ، قابلیت احترام به تفاوتهای فردی وعلایق شخصی،تقویت علاقه اجتماعی و کنترل خود محوری، تعهد ومسوولیت پذیری در رابطه، تمرین پذیرش و ازخود گذشتگی،وتوانایی شکل دهی طرحواره های مشترک توسط زوجین لازم وضروریست. برای کسب وتقویت هریک از این الگوها نیاز به دانش شناختی، آموزش و ممارست مداوم دارید. مراجعه به روانشناس بالینی برای زوج درمانی توصیه میشود.
طناز
سلام من 30 سالمه و حدود 4 سال ازدواج کردم چندین سال با همسرم اشنا بودم از ازدواج می ترسید تا اینکه بالاخره ازدواج کردیم ما های اول خیلی سخت بود چون زیر بار مسئولیت رفته بود خدارو شکر الان همه چی خوبه ولی برای بچه دار شدن هم مثل ازدواج استرس داره و وقتی حرفشو میزنم میگه اصلا در موردش صحبت نکن ولی من با توجه به سن خودم و سن ایشون که35 سالشونه و امادگی که دارم میگم وقتشه . چه کاری میتونم انجام بدم در این زمینه؟ ممنونتون میشم راهنماییم کنید
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام. ممکن است نشانه هایی که شما ترس و استرس مینامید، توصیف دیگری داشته باشند.بهتر است زمینه ها و محرکها دقیقا بررسی شود تا راهنمایی شوید. اما اگر فرضهایتان را صحیح تصور کنیم دراینصورت: آموزش مهارتهای فرزندپروری، افزایش شناخت ودانش نسبت به امور تربیتی و فرایندهای والد شدن، تحریک عاطفی ، مشاهدات تقویت کننده، تسهیل و ساده سازی موضوع واطمینان بخشی درخصوص اینکه نظم زندگی و مسئولیتهای ایشان دچار دگرگونی نخواهدشد. تفاهم همدلانه ،حمایتهای خانوادگی ، تقویت احساس امنیت در تداوم رابطه ی زناشویی، افزایش اطمینان مالی در اداره ی زندگی والبته صبوری، میتوانند کمک کننده باشند.
جهانشاه
فوق العاده و عالیییییییی در همه زمینه هستند روانشناس بسیار حاذقی هستند و زندگی جدیدی به من هدیه دادند
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سپاسگزاریم .
لیلا
من مشکل افسردگی داشتم با مراجعه به آقای دکتر بهبودی کامل پیدا کردم از ایشان ممنونم و به دیگران توصیه می کنم
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سپاسگزاریم .
اشکان
ایشان روان شناس بسیار ماهر و با تجربه ای هستند. من بیش چندین متخصص رفتم ولی خوب نشدم. ایشان با دوجلسه مشاوره مشکل مرا کاملا برطرف کرد.
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سپاسگزاریم.
کيانوش
سلام. من دانشجوی ۲۳ ساله هستم. حدود ۲ ساله که با یکی از همکلاسیام که ۲۴ سالشه دوستم. ما قصدمون ازدواج بود طی این دوران خانوده‌ام خیلی بهش علاقه نشون دادن حتی بعد از کلاسامون مادرم ناهار دعوتش می‌کرد و تو مهمونیامون هم بود. من واقعا بهش علاقه دارم. خودش می‌دونه اوایل خیلی خوب بودیم خیلی اما چند وقتی هست که دچار مشکل شدیم. همه‌ش دعوا می‌کنیم. ما با هم چند باری رابطه داشتیم که متاسفانه به باردار شدنش منجر شد. با هزینه‌های زیادی که من و خانوادم تقبل کردیم واسه دکتر. این قضیه با کمک خانوادم حل شد. الآن واقعا برام عجیبه که بعد از این اتفاقا دچار مشکل شدیم و می‌گه که منو نمی‌خاد. می‌گه به درد هم نمی‌خوریم. آخه یه بار دعوامون شد. منم گفتم تو مجبوری با من باشی سر این اتفاق. اونم لج کرد! می‌گه نمی‌خام تورو. نمی‌دونم چرا انقد ساده داره می‌گذره؟! واقعا موندم. به نظرتون چه کاری انجام بدم؟ منم باید کوتاه بیام و بکشم کنار؟ منم باید ولش کنم؟
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام.مادام که دلبستگی پیوسته وعمیقی نسبت به اودارید یعنی نیازمندی پایداروجوددارد وتصمیم به جدایی انتخاب صحیحی نخواهدبود.بنابراین وباتوجه به تاریخچه ی توصیف شده مناسب ترین گزینه تلاش برای حل مشکل وتشکیل زندگی مشترک است. اما بنظرمیرسد ایشان دروضعیت مقاومت قراردارندو احتمالا این مقاومت بدلیل سوء تعبیروی درمورد انگیزه ی شماازادامه رابطه است.نکته ی طلایی موضوع این است که ممکن است دوستتان به این باور رسیده که شما اورا نه بخاطر عشق آزادانه بلکه بدلیل جبر ناشی از رابطه ی جنسی گذشته میخواهید. برای رفع این سوء برداشت تلاش کنید واگر لازم شد به روانشناس مراجعه کنید. یک احتمال دیگر نیز گسستن واقعی دلبستگی و یا عشق جایگزین است که دراین صورت بررسی دقیق تر نشانه ها وواقعیت ها توسط خودتان و یا متخصص مربوطه(روانشناس بالینی) برای انتخاب شیوه مواجهه با مساله ضرورت دارد.
شیما
با سلام. من خانمی ۳۹ ساله هستم. دو سال است که با آقایی که به شدت مردسالار هستند ازدواج کردم. ایشان ۱۵سال از من بزرگ‌تر می‌باشند. متاسفانه دچار وسواس فکری و گاه عملی هم هستند و البته دائم می‌خواهند مرا کنترل کنند حتی وقتی سرکارشان هستند. در حالی که البته بقول خودشان ۱۰۰درصد از نظر اخلاقی و تعهد و… به من اعتماد دارند. آخرین باری که جر و بحث‌مان شد در مورد این بود که چرا من یک کانال تلگرامی روا‌ن‌شناسی تشکیل داده‌ام؟! و چرا من کلیپ آشپزی دانلود می‌کنم؟ مردسالار است و میگوید چرا اصلا یک زن باید اینترنت داشته باشد؟ هیچ تفریح و سرگرمی در منزل نمی‌گذارد داشته باشم حتی فامیل یا دوستی هم ندارم. لطفا راهنمایی کنید.مرسی
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام. علامتهایی که توصیف میکنید نیاز به سبب شناسی وتشخیص افتراقی دارد. ضمنابسته به اینکه بدگمانی منشاء درونی وغیرواقعی داشته باشد یا منشاء بیرونی وواقعی یاهردو، نوع درمان واصلاحش متفاوت خواهد بود. بدلیل اهمیت واثرات این علایم درزندگی خصوصی ومشترک ، مراجعه به روانشناس بالینی و بررسی دقیق تر توصیه میشود.
برديا
باعرض سلام و خسته نباشید.بنده جوانی هستم ۲۶ ساله،متاهل و دارای یک فرزند پسر. بنده قبل از ادواج به دخترعموم علاقه مند بودم. اما بنا به دلایلی موفق نشدم با ایشان ازدواج کنم. ایشان قبل از من ازدواج نمود ولی بعد از مدتی جداشد.اما متاسفانه درآن زمان بنده ازدواج کرده بودم. با گذشت چندین سال من هنوز نتوانستم ایشان را فراموش کنم و هنوزبه ایشان علاقه دارم و قصد دارم با ایشان ازدواج کنم.اما همسر بنده راضی به این امر نیستند و از طرفی دخترعمو بنده هم راضی نیستند که با وجود یک زن،همسر بنده بشن.لطفا دراین خصوص راهنمایی بفرمایید.
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام، مناسب ترین وضعیت برای زندگی مشترک، بودن با فردیست که عمیقا دوستش دارید وبطورپایداری دلبسته ی اوهستید. اما شما موقعیت پیچیده ای راتوصیف کرده اید که نیازبه بررسی وتببین همه جانبه بادرنظرگرفتن عوامل متعدد وموثرمربوطه دارد. بنابراین توصیه میکنیم قبل ازهراقدامی به روانشناس ومشاور متبحر مراجعه وراهنمایی دریافت کنید.
آذرگون
باسلام وخسته نباشید میخواستم بپرسم اصولا درمحیط دانشگاه نحوه ی ارتباط دختران با پسران چگونه باید باشد آیا حد و مرز مشخصی باید داشته باشد یانه وهم چنین دوستی درست است یاخیر؟
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام. دانشگاه محل تحصیل است و اصولا هدف ازدانشگاه رفتن تامین اهداف مهم زندگی ازقبیل شغل-درآمد-موفقیت-خدمت و...است اگرارتباط دختر وپسر در مسیر وتقویت کننده ی این اهداف باشد مناسب است وگرنه حاصلی ندارد ،حتی میتواند آسیب رسان باشد وتمرکزتحصیلی فردرا کاهش دهد. ازطرفی چون دانشجو در دوره ی سنی ازدواج نیزمیباشد،بنابراین اگررابطه با جنس مخالف درراستای یک عشق پاک وپایدار وباهدف زندگی مشترک باشد انتخاب صحیحی است.درغیراینصورت مبنای غلطی داردوبرقراری اینگونه روابط بدون مقصد ، نتیجه ی مطلوبی برای هیچکدام نخواهدداشت.
لیا
سلام و عرض ادب ، یکی از مراکز مشاوره خوب در کرج هستند . پیشنهاد میکنم اگر دنبال مرکز مشاوره خوب در کرج هستید حتما وصال رو انتخاب کنید .
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام،سپاسگزاریم.
مانیا
سلام، من دو ماهی هست که همیشه تو لاک خودم هستم و خیلی گوشه گیر شدم حوصله صحبت کردن با کسی رو ندارم دوست دارم تو خودم باشم آیا این به این معنی هست که من افسردگی دارم؟لطفا کمکم کنید. ممنونم از شما
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام.برای تشخیص افسردگی یک علامت کافی نیست بلکه لازم است مجموعه ای از نشانه های اختصاصی دردوره های ی زمانی معین وبا شدت،فراوانی واثرگذاری قابل توجه درعملکردعادی زندگی وجودداشته باشدتابتوان تشخیص افسردگی ونوع آن رامدنظرقرارداد .اما این موردی که ذکرکردیدیک علامت است که فعلا وتنهانیازبه بررسی وتست دقیق راتوجیه میکند. معمولا این عارضه بدلیل اتفاقات زندگی ازقبیل شکستها،ازدست دادن عزیز،تهدیدشغلی ،تحصیلی ،سلامتی و....ممکن است رخ بدهد که درهرصورت پیگیری تخصصی برای مدیریت شناختی-رفتاری وعبورازبحران توصیه میشود.
mb
سلام و عرض ادب ، دکتر وااااااقعا سپاس گزارم از پاسختون ، یه دنیاااااااا ممنوووووون🌺🌺🙏🏻🙏🏻 امیدوارم بهترین ها رو توی زندگیتون تجربه کنید.💜
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام،متشکریم.
mb
سلام آقای دکتر ، توروخدا حتما جوابمو بدید ، من با یه پسری دوست شدم و باهم رابطه داشتیم ،خیلی باهم خوب بودیم ولی سر یه سری موضوعات پیش پا افتاده با هم تموم کردیم ولی من میدونم برمیگرده .حالا من به پیشنهاد یکی از دوستان رفتم پیش دعا نویس ، ایشون گفتن کلا شما ستاره هاتون جفت نیست و اصلا بهم نمیرسید ، حتی گفتش عین هم هستید و خیلی خوبید ،ولی من دارم سکته میکنم از وقتی این حرف رو شنیدم .واقعا میتونه درست باشه که حروف ابجد بگن که ما نمیرسیم ؟؟؟چیکار کنم حالا ؟؟؟؟ ممنونم که جواب میدید.
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام. مسیری که برای فهم مشکل وحل مساله انتخاب کردید کمکی به شما نمیکند. اولا :بامراجعه به دوستتان دقیقا معین کنیدکه میخواهیدباهم ازدواج کنیدیانه،چون قاعده ی صحیح دوستی عاشقانه وعاقلانه این است که به مقصدمشترک منتهی شودوگرنه اصلا آغازش خطاست.ثانیا: موضوعاتی که باعث اختلاف وتنش بین شماشده را مجددابازبینی کنید وسپس نسبت به اصلاح آنها اقدام کنیدتا بجای اینکه مشکلات سبب جداییتان شود منجربه کسب تجربه وکشف مهارتهای حل مساله گردد . ثالثا:اگرنتواستیدبه زبان مشترک برسیدو تعارضهایتان راحل کنید، به روانشناس متخصص مراجعه کنید نه دعانویس ! سرنوشت شمارا: عملکردتان،سطح شعوروهوشتان،تجاربتان،تواناییها ومهارتهایتان، غرایز واخلاقتان به همراه میلیاردها سلول عصبی موجوددرمغزتان تعیین میکند نه حروف ابجد. مطمئن باشیداگرکسی قادربود با حروف ابجدنقشه ی زندگی راترسیم کند، شغلی مناسبتراز دعانویسی برای خودش انتخاب میکرد.
النازصفری
با سلااااام و احترام شما یکی از بهترین مراکز مشاوره کرج هستید ، واقعا دلسوزانه و از روی لطف به سوالات دوستان پاسخ میدهید که عاااااالیه ، واقعا ممنون من تمام کامنت ها را و جواب هایی که به آنهایی میدهید را با دقت میخونم و بعضی از موارد هم حتی مشکل خود من بوده که نمیتونستم بیانش کنم. فقط یه خواهشی دارم اینه که یکم جملات و کلماتی که به کار میبرید سنگین هستند ، یکم اگر محاوره ای تر باشد ، بهتر متوجه میشویم. بااازم ممنون 😊🌺💜
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام.سپاسگزاریم. حتما درپاسخ به سوالات ، تذکرشما مدنظر قرار خواهدگرفت.
مُهنا
سلام ، خیلی ممنون از اینکه جواب سوال ها را میدهید . واقعا از شما باید قدر دانی کرد که با دقت و تمرکز و دلسوزانه به کسانی که چه حضوری چه تلفنی چه کسانی که از طریق سایت به شما مراجعه میکنند پاسخ میدهید.
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام.سپاسگزاریم.
آرش
من مردی 30 ساله هستم که مدت یکساله ازدواج کردم همسرم هم همسن من هستند و چهار سال دوست بودیم ،مشکلی که من دارم اینه که همسرم بیشتر اتفاقات مهم زندگیمونو با یکی دوتا از دوستاش در محیط مجازی در میون میزاره با اینکه بارها ازش خواستم که اینکار رو نکنه باز هم انجام میده و جدیدا متوجه شدم که بهشون گفته که چقدر پول توی حسابم هست و باعث شده که کلا بهش بی اعتماد بشم و وقتی بهش گفتم چرا گفتی به میگه من با دوستام از بچگی بزرگ شدیم و این حرفارو با هم نداریم
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام. با زبان نیکو ،به دقت والبته مقتدرانه به همسرتان تذکردهیدکه اصرار به افشاگری مسائل خانوادگی نزددوستانش، منجر به بی اعتمادی و خصوصی سازی رازهایتان خواهدشد، یعنی دقیقا وعملا متوجهش کنیدکه ادامه این روند منجر به ازدست دادن رابطه صمیمی و عاشقانه خواهدشد واگر حفظ عشق ورابطه برایش مهمتر است پس افعال متعارض باآن را کناربگذاردو بنابراین ازاین پس روابطش با دوستان را در جهات دیگری وبا محتوایی غیر از مسائل درونی وخانوادگی مدیریت کند. شمانیز ضمن رعایت این موارد، حساسیت خودتان را کاهش داده وتنها درموارد خیلی خاص ومهم سعی به محدودکردن دامنه ارتباط مجازی همسرتان داشته باشید.هرچند که کلا حضورافراطی در این شبکه ها بسیار نامناسب ومغایربا اهداف و اصول زندگی مشترک میباشد. افزایش سطح رابطه ی خودتان را دربرنامه زندگی جدیتردنبال کنید.
نرگس موسوی
سلام من دختری 26ساله هستم که حدود 10سال با پسر همسایه دوست هستیم.. ایشون 31سالشه و ترس از ازدواج داره.. با هزار بدبختی که ترسش بریزه و خانوادش ک گفتن حمایتش میکنن 1ماه پیش اومد خواستگاریم ولی بعد از اون که خودشو تنها دید و اینکه قیمت طلا زیاد شد دوباره ترسید و خانوادشم هیچ کمکی قرار نیست بهش بکنن و همه چیز به عهده خودشه با اینکه من گفتم که همه چیزو ساده برگزار میکنیم و توقعی ازش ندارم بازم ترسیده و من خیلی افسرده شدم و دارم دق میکنم.. بازم میگه بهم فرصت بده 2ماه بعد اما 2ماه بعد محرمه و من میدونم برای اینکه بازم عقب بندازه اینجوری میگه.. من باید چیکار کنم؟ حتی به جدایی هم فکر کردم اما نمیتونم قلبم میلرزه وقتی ازش جدا میشم و دوباره اشتی میکنم.
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام.اگرواقعیت همان باشدکه توصیف کردید،یعنی ترس ازازدواج ، دراینصورت بهترین گزینه ،مواجهه و درمقابل عمل انجام شده قرار گرفتن است. پیوستهایی ازقبیل جرات آموزی- تسهیل وپشتیبانی شما وخانواده-غنی سازی مالی و امنیت شغلی توصیه میشود. اگر دلبستگی عمیق باشد ترس ازدست دادن یا احساس شوک ناشی از ازدست دادن نیز کمک کننده است. درصورت عدم حل مساله یا وجودتعارض ها ومنابع مقاومت درونی یا بیرونی دیگر ، مراجعه به متخصص روانشناسی اقدام مناسب بعدی خواهدبود.
لیلا
با سلام. من دختر ۲۸ ساله هستم ۴ سال پیش با پسری آشنا شدم که عاشقانه دوستش دارم. آشنایی ما در دانشگاه بود. به دلیل مشکلات مالی نمی توانیم ازدواج کنیم طرف مقابل خود تصمیم گرفته که جدا شویم و من اصلا دوس ندارم جدا شیم. و به من می گوید با این اوضاع ما ادامه دادن این رابطه کار درستی نیست و تو باید به فکر خودت باشی. درحالیکه من شکایتی ندارم چون خیلی دوستش دارم. از شما میخوام کمکم کنید که متقاعدش کنم. تمام مشکلات ما از اوضاع اقتصادی ما نشات میگیره هر دو در رشته مهندسی تحصیل کرده ایم و شاغل هستیم.لطفا کمکم کنید به عشقم برسم.
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام.این موضوع که یک فردبتواند رابطه ی عمیق وعاشقانه با قدمت ۴ سال را بدلیل مشکلات مالی نادیده بگیرد و درخواست جدایی کند ممکن است سطحی نگرانه باشدو شاید مسائل دیگری نیز منجربه ابرازتمایل ایشان به کناره گیری ازشماشده که در اینصورت بررسی دقیقتر وتخصصی لازم است.اما اگر توصیف شمارا صحیح فرض کنیم ،پس: ساده سازی وتسهیل فرایند ازدواج ، پشتیبانی و حمایت خانواده و...، جرات آموزی،پیوستگی فکر وعمل مشترک، افزایش سطح تلاش وبرنامه ریزی،مدیریت وسازماندهی اقتصاد زندگی، وازهمه مهمتر همدلی و تقویت همدیگر وایجاد امیدمتقابل، میتواند شرایط تصمیم گیری را تسهیل کند.
لیا
سلام خسته نباشین . من دختری هستم که خیلی خواستگار دارم و 5ماهه پیش خاستگاری برایم اومد که از هر لحاظی عالی بود ولی گفت من مسئله مهمی دارم واینکه زن دارم و از شما میخوام تا زن دوم من بشین استخاره خوب اومد ولی من هیچ علاقه ایی بهشون ندارم و خانواده مسمم هستن که بنده با این اقا ازدواج کنم به نظر شما چه کار کنم ممنون
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام.یکی از اصلی ترین سازه های لازم برای انتخاب همسر این است که عمیقابه او دلبستگی وعشق داشته باشید. نقش دلبستگی ایجاد وتداوم هیجان وذوق زندگیست که با ابزارهای دیگری قابل تعویض نیست. خودشما هم اکنون درحال تجربه ی ارزش بی بدیل آن هستید.چراکه همانگونه که ذکرکردید باوجود عالی بودن خواستگارتان ازهرلحاظ ،اما باز بدون دلبستگی کافی قادر به انتخاب ایشان نیستید. ضمنا همسر دوم شدن نیز پیچیدگیها و مسائل خاص خودش را دارد که توصیه میشود با دقت بیشتری آنرا بررسی کنید.
روشنک
من یه دختر دو ساله دارم که شبها با وحشت از خواب بیدار میشه میشینه و گریه می کنه و نمی زاره کسی بغلش کنه و همه را پس میزنه تا چراغ روشن می کنیم و بیدارش می کنیم و چون 5 ماهه از شیر گرفتمش و این کار ادامه داره باعث نگرانیم شده..نمی دونم علت ترسش چیه تو خواب وچی کار باید بکنم..خواهشا راهنماییم کنید ضمنا به خاطر ترس وگریه اش کنار خودم می خوابه
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام. درصورتیکه نشانه های دیگری وجودنداشته باشد زیاد جای نگرانی نیست. آرامش خودراحفظ کنید-اندکی اطاق خواب روشنایی داشته باشد-محیط روانی وعاطفی درخانواده امن و بدون تنش باشد- بازی مشترک ورابطه خوب درروزباکودک . تغذیه مناسب بویژه قبل ازخواب وتنظیم دوره خواب و بیداری توصیه میشود. درصورت تداوم وتشدید برای بررسی های احتمالی به متخصص مراجعه کنید.
سامان
سلام و عرض ادب ، چگونه الگوهای منفی را تغییر دهیم تا موجب افسردگی نشود ؟
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام. ساده ترین راههای کاهش اثرتصاویروالگوهای ذهنی منفی:۱-پردازش وتحلیل بجای تبعیت۲-سوال از افکارمنفی بااین محتوا که به چه کارمی آیند ونسبت آنها با لذت،آرزوها،آرامش و اهداف زندگیتان چیست؟ اگر نسبت منفی است درمرحله بعدو۳-سوال از خودبااین محتوا که پس چراباید از آن الگوها و افکارتبعیت کنم.۴- برنامه ریزی فعال ومبتنی براصل لذت موجه و اصرار بر هدایت نظام شناختی وعملیات زندگی درهمین مسیر.۵-مطالعه ی منابع مرتبط با روانشناسی مثبت نگر.۶-تحلیل جزئیات تجارب وسعی در کشف جنبه های مثبت وقایع زندگی."درهراتفاقی زیبایی هست".
حامد
با سلام . حامد هستم از یزد دانشجو خانواده خوبی دارم شرایط مالی خوبی داریم. دوست دارم خودمو عوض کنم میگم دیگه بسه باید زندگی جدیدم رو باید بسازم ولی نمیدونم از کجا!؟ دوست دارم دوستای زیادی داشته باشم و باهاشون رفت آمد داشته باشم ولی نمیدونم باید از کجا شروع کنم. دوست دارم آدم اجتماعی باشم. از بس تو خونه نشستم دارم دیونه میشم دیگه دارم اعتماد به نفسمو کامل از دست میدم لطفا من و راهنمایی کنید با سپاس فراوان
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام. مهمترین ویژگیهای موردنیازدرتغییرسبک زندگی:۱- ایجادهر هرنوع تغییرجدید،درتداخل با شرایط مطلوب وقبلی زندگی ازنظر فردی،روابط خانوادگی،اجتماعی،شغلی،سلامتی جسمی وروانی نباشد.۲-مبتنی برنیازهای پایداروهماهنگ با اهداف کوتاه مدت وبلند مدت زندگیتان باشد.۳- ازویژگی لذتمندی وموجه بودن توام برخوردارباشد.۴-برخلاف هنجارهای شخصی واجتماعیتان نباشد .۵- وبطورکلی در هماهنگی با سه ساختاراصلی شخصیتتان یعنی غریزه،عقل،اخلاق باشد.
پوریا
با‏ ‏سلام‏ ‏پسری‏ ‏هستم‏ ‏۲۳ ساله‏ ‏دانشجوی‏ ‏مدیریت‏ ‏مشکلی‏ ‏که‏ ‏هست‏ ‏اینه‏ ‏که‏ ‏بنده‏ ‏یه‏ ‏پسر‏ ‏دایی‏ ‏۱۳ ساله‏ ‏دارم‏ ‏که‏ ‏‏ ‏تا‏ ‏چند‏ ‏وقت‏ ‏بیشتر‏ ‏شبا‏ ‏مهمون‏ ‏ما‏ ‏بود‏ ‏و‏ ‏تو‏ ‏‏ ‏یه‏ ‏اتاق‏ ‏میخوابیدیم‏ ‏بعد‏ ‏یه‏ ‏مدت‏ ‏داشت‏ ‏کارای‏ ‏عجیبی‏ ‏میکرد‏ ‏‏ ‏الان‏ ‏دو‏ ‏سه‏ ‏بار‏ ‏اومده‏ ‏ازم‏ ‏میخواد‏ ‏با‏ ‏من‏ ‏رابطه‏ ‏جنسی‏ ‏داشته‏ ‏باشه‏ ‏یعنی‏ ‏مفعول‏ ‏باشه چطوری‏ ‏میتونم‏ ‏راهنماییش‏ ‏کنم؟ اصلا‏ ‏دلیل‏ ‏این‏ ‏گرایش‏ ‏چیه‏ ‏؟ با‏ ‏خانوادش‏ ‏در‏ ‏میون‏ ‏بذارم؟
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام: اینگونه تمایل به تحصیل لذت جنسی ، بدلیل غیر طبیعی بودن ، نوعی کژکاری یااختلال جنسی و احتمالا نتیجه ترکیبی عوامل زیستی ،شخصیتی،روانی،تربیتی ومحیطی است. ترغیب به هویت یابی ازروش موجه مثل موفقیت های ورزشی ،هنری،تحصیلی و..... نظارت بر روابط با دوستان و نوع کنش های آنان. ارجاع به متخصص برای بررسی دقیق. اطلاع دادن به والدین البته اگر شایستگی کافی برای مواجهه درست با موضوع راداشته باشند گزینه ی مناسبی است.
اندیشه معتمدی
روانشناسی متعهد ، کاربلد ، دانش بالا ، متمرکز بر روی کار من واقعا ایشون رو به افرادی که دنبال یک مشاور خوب هستند پیشنهاد میدم.. ممنون از شما که به سوالات همه پاسخ میدید . بنده قبلا هم سوال پرسیدم و با راهنمایی شما مشکلم حل شد.
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام: سپاسگزاریم.
بردیا
با سلام. برادری دارم ۲۵ ساله که نسبت به خواهر کوچکترم که ۲۲ ساله هست به شدت و به صورت مرضی بدبین هست .البته نه اینکه خواهرم موردی داشته باشد و برادرم مثلا غیرتی شود .خواهرم ۲۲ ساله هست و از آغاز نوجوانی خواهرم و شروع علائم جسمی بلوغ این حالت برادرم نسبت به اون شروع شده تا جایی که خواهرم اختلالات متعدد روحی و روانی پیدا کرده. بفرمائید که ما چه رفتاری با برادرم و چه رفتاری با خواهرم داشته باشیم در این زمینه اگه راهنمائی بفرمائید ممنون میشم.
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام: ۱- لازم است والدینتان نقش و مسئولیت نظارت بر سطح استانداردهای رفتاری فرزندان را فعالانه بعهده گرفته و ضمن رعایت احترام برادر وخواهرتان حوزه ی ارتباط ومیزان دخالت آنان درسبک زندگی یکدیگر را روشن وازحقوق فردی هرکدام حراست کنند.۲- تداخل بین رفتار خواهرو نگرش ذهنی برادر نیاز به بررسی دقیق و بازسازی دارد که یک روند تخصصی را میطلبدو بهتر است به روانشناس مجرب مراجعه شود. ۳- تببین های شناختی و اطلاعات ذهنی منفی وتحریک کننده را تجزیه ، شفاف و اصلاح کنید تا مسائل ذهنی در جای خودش پاسخ داده شود ونه در تحمیل محدودیتهای احتمالا غیر لازم به خواهرتان.۴- افزایش ارتباط عاطفی وسعی در ارتقاء دوستی و صمیمیت میتواند جهت رابطه را مثبت کند.۵- از اعتنا به درخواستها و محدودیت سازیهای غیرمنطقی و بی اساس بطور خانوادگی اجتناب کنید تا روش یا منش غلط تقویت دریافت نکند.۶-تاحدامکان سعی کنید با توضیح واستدلال محترمانه اقناع ذهنی برادرتان را افزایش وبدبینی اش را کاهش دهید.۷-برای پیگیری موضوع درسطح تخصصی تر به روانشناس مراجعه کنید.
S
سلام من حدود یکسال هست که با آقایی آشنا شدم و الان در مرحله نامزدی به سرمیبریم و به زودی قراره عقد کنیم. بزرگترین مشکل من با ایشون خواب زیادشونه . در واقع شب تا صبح بیدارن و صب تا بعدازظهر میخوابن هر روشی که وجود داشته رو امتحان کردم اما جواب نمیده، واقعا نمیتونم این وضعو تحمل کنم برام چندش آور و غیر قابل تحمله، مشکل درآمدی نداره اما من همیشه از آدمایی که دیر بیدار میشدن متنفر بودم اما الان... از طرفی هم به شدت بهش علاقه مندم ، اما صبح تا ظهر ازش متنفرم! خواهش میکنم کمکم کنید که چه کاری باید انج
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام.نداشتن شغل و برنامه زندگی فعال وهدفمنددرروز، عادتها و وابستگیهای تقویت کننده ،برانگیختگی ضعیف برای توسعه و پیشرفت بیشتر،عدم الویت بندی سازمان زندگی براساس نیازهای اساسی و....ازعوامل موثرهستند. ترغیب وتشویق، تنظیم برنامه کوتاه مدت وبلندمدت هدفمندمبتنی برتقویت فعالیتی، افزایش فعالیت روزانه بصورت مستمر،تنظیم خط پایه تغییربرطبق رفتارها ی جایگزین و عملکرد جدید ،ارزیابی واصلاح آنهابصورت هفتگی -توجه به اثر مخرب این سبک زندگی در سلامتی جسمی ،روانی ،سازگاری محیطی و...لازم است. برای بررسی دقیقترعلل وعوامل زمینه ای و تنظیم سیستم اصلاحی وترمیمی تخصصی به روانشناس حاذق مراجعه شود.
هومن زوار
سلام ، مرکز مشاوره وصال یکی از بهترین مرکزهای مشاوره در کرج هستش ، واقعا عالی هستند .البته نیازی به تعریف نیست چون پاسخ به سوالات نشانگر حس مسئولیت پذیری آنها نسبت به مردم را نشان میدهند . سپاس فراوان
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام،سپاسگزاریم.
s.a
سلام.۲۰ ساله هستم دانشجوی سال سوم شهرسازی.با علاقه وارد این رشته نشده ام و هم اکنون نمیدانم که از دانشگاه انصراف دهم و مجددا کنکور بدهم یا اینکه در مقطع ارشد رشته ی دیگری بخوانم؟
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام. اگرانتخاب رشته تحصیلی برمبنای سه فاکتور:علاقه،توانایی تحصیل و کاربرد رشته تحصیلی باشد دقیق تر وکاملتراست.درحال حاضر باتوجه به مسیری که طی کرده اید، ارتقا رشته مذکوردر مقطع فوق لیسانس به مهندسی عمران(ساختمان)یا تغییرآن به رشته دلخواه والبته ترجیحا بارعایت فاکتورهای یادشده مدبرانه تراست. هرچندکه شهرسازی نیزرشته ی ضعیفی نیست.
الناز
سلام .26 ساله هستم وبا پسری که 3 سال از من کوچیکتر است آشنا شده ام و از نظر رفتار واخلاق و سطح خانواده خیلی خیلی نزدیک به هم هستیم طوری که هر حرفی میزنیم به جای تایید اون حرف به خاطر شباهت زیاد در عقیده هامون میگیم ، من نه منم ، نه من منم ....فقط هردومون از آینده دلهوره داریم و نمیدانیم چقدر سن میتواند در زندگی مشترک دچار بروز مسئله شود ؟اصلا سن مهمه بعد از این همه شباهت ...پیشاپیش ممنون از راهنماییتون.
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام.اولا:شما درسن تقویمی ایده آل وایشان درسن تقویمی مناسب برای ازدواج هستند.ثانیا: درمقوله تفاوت سن شناسنامه ای فرض علمی براین است که درصورت اختلاف سنی درحدی که دونفر دردو مرحله تحولی جداگانه باشند(مثلا یکی درمرحله جوانی ودیگری میانسالی)ممکن است نیاز به بررسی دقیقتر مساله باشد . ثالثا:عوامل ومعیارهای اصلی ازقبیل: بلوغ وپختگی عقلی،عاطفی،شخصیتی واخلاقی،اعتقادی ،سلامتی جسمی وروانی ،وضعیت شغلی،مهارتهای زندگی ،عدم اعتیاد وسوء سابقه ارتباطی وازهمه مهمتر سطح دلبستگی ونیاز پایدار ومداوم به همدیگررا مورد سنجش وبررسی قراردهید که لازم و ضروری هستند.رابعا:بطورکلی این تفاوت سنی اصلا اهمیت خاصی ندارد مگر اینکه شما یا اطرافیان آنرا به مساله تبدیل کنید.خامسا: آموزش ومشاوره تخصصی پیش از ازدواج بویژه آموزش ملاکهای انتخاب همسر توصیه میشود.
ابراهیم
سلام و احترام قبل از هر چیزی باید تشکر کنم از تون بابت پاسخ گویی به سوالات مردم آن هم اینقدر دقیق و دلسوزانه ....اگر کسی مشاوره ی خوب میخواهد مرکز وصال یکی از بهترین مرکز های مشاوره هستند .
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام.سپاسگزاریم.
علیرضاحسینی
با سلام من دوسال است که در غذا خوردن در جمع مشکل دارم اگر کسی به من نگاه کند یا حتی اگر فکر کنم کسی به من نگاه میکند دستانم میلرزد و دیگر نمیتوانم غذا بخورم.البته در جمع های خودمانی خیلی راحتم.به دو مشاور مراجعه کردم ولی متاسفانه آنها کاری برای من نکردن.خواهش میکنم کمکم کنید این موضوع باعث شده که منزوی و گوشه گیر شوم و کمتر در مراسم ها شرکت کنم.
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام ؛ ۱-کاهش دادن استرس انتظاری ازطریق:الف-پیش بینی صحنه و موضوع وتکرار ذهنی آن بعنوان مساله ای که ممکنه پیش بیایدوشما قراراست باآن مقابله کنید وحلش کنید.ب-تمرین الگوسازی ذهنی وعینی:یعنی مرور موفقیت خود در شرایط دیگر ومشاهده رفتار دیگران درحین غذاخوردن وتلاش برای سرمشق گیری ازآنان.ج- تمرکز برعمل بجای تمرکزبر محیط با مرورذهنی و تکراری اعمالی که لازم است موقع غذاخوردن انجام دهید.۲- تصویرسازی ذهنی مداوم: تصورکنید لرزش دست مثل یک ظرف اضافه هست که ازسرسفره برداشتیدولی لازمش ندارید وبایدبگذارید سرجاش وبه کارتان ادامه دهید.۳- جایگزینی اجتناب منفعلانه با رویارویی فعال وثبت تجارب واصلاح درمراحل بعدی بعنوان یک نقشه ذهنی.۴-اصلاح وارتقا استدلال وتبیین شناختی :یعنی بجای تبعیت ازاسترس،اجزاء رفتارهای ساده ای که غذا خوردن را تشکیل میدهد مرور کنیدوازخود بپرسید کدام قسمت چه پیچیدگی دارد که من ازپسش برنخواهم آمد.واینکه آیا واقعا دیگران مرا نگاه میکنند یا من قربانی یک تبیین منفی وغیرواقعی هستم.۵-آرامش آموزی وجرات آموزی. ۶- تمرین مداوم این تکنیکها ومراجعه به روانشناس حاذق درصورت تداوم مشکل.
ابراهیم
سلام ، من زیاد دچار احساس بد میشم احساس تنهایی وپوچی در زندگی میکنم نمیتونم ادم جذابی باشم وهمیشه تنهام دل به ارزوی یه عشق دو نفره ام .تو خانوادم همش غم واسترسه منم اکثرا مریض جسمی وروحی میشم
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام.نشانه های توصیف شده ناکافی هستند. مراجعه به روانشناس ماهر و تکمیل فاکتورهای تشخیصی ضروریست . اما بطورکلی ترکیب تبیینهای منفی ذهنی با عوامل ناکام کننده و استرس زای محیطی واحتمالا همراهی زمینه های جسمی درصورت تداوم میتواند افسردگی مزمن را پیش بینی کند. مقابله با افکارمنفی - افزایش خودپنداره با غنی سازی زندگی ازجمله :شغل،درآمد،فعالیتهای سازنده خانوادگی واجتماعی،دریافت حمایت وتقویت محیطی و...- ترمیم امید وانگیزه زندگی با اتصال به یک منبع عاطفی ( درصورت مناسب بودن شرایط، عشق رمانتیک)-اجتناب از محرکهای آزارنده و منفی- همراهی با دوستان تقویت کننده ومثبت-ورزش-موسیقی-برنامه ریزی هدفمندواجرای دقیق آن-درمان ناراحتی های جسمی احتمالی و....توصیه میشود.
زهرا بیات
سلام ۳۵سالم هست و متاهلم و دارای دختری ۱۵ماهه مشکل من عصبی بودنم هست بینهایت عصبی شدم و به راحتی از کوره در میرم همچنین از همسرم فاصله میگیرم و لطفا من را راهنمایی کنید چون می ترسم رفتارم به زندگی و دخترم لطمه وارد کند با سپاس
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام:برای کمک به حل این مشکل بررسی دقیق سبب شناسی و نشانه شناسی ضروریست.اینکه نقش عوامل درونی ازقبیل: عملکردزیست-شیمیایی وجسمانی ، شناختی(انتظار یا احساس ناکامی-سوءتعبیرهای ذهنی-ضعف درراهبردهای حل مساله- ترس ازدست دادن-تببین منفی و....)یاعوامل بیرونی ازقبیل: کاهش کنترل بر امور زندگی،کاهش سطح رابطه مبتنی برعشق رمانتیک،افزایش اضافه بار زندگی،و.....موثرباشدیا ترکیبی ازآنها، نوع وروشهای اصلاح یا درمان متغیر خواهد بود. مع الوصف:۱.مرورمنظم محرکهای عصبی بصورت تصویرسازی ذهنی و طراحی روشهای پاسخگویی ومواجهه مناسب بعنوان برنامه عملکردی دردوره بحران عصبی۲.ساده سازی اطلاعات ذهنی با استفاده مداوم ودرست از تکنیکهای حل مساله ۳.برنامه ریزی منظم امورروزمره زندگی وقابل کنترل کردن نسبی آنها۴.استفاده منظم ودرست از تکنیکهای تنفس عمیق،آرامیدگی عصبی-عضلانی ومراقبه۵.سوال انتقادی ازافکارمنفی و مقابله باآنهابجای تبعیت - تحریف تمرکز-بازداری ذهنی-اجتناب از محرکهای منفی۶. همکاری وافزایش اشتراک در حل مسایل زندگی با همسر بویژه در موضوع فرزندپروری۷.کنترل وارتقاء سطح سلامتی جسمی۸.طراحی مدلهای جایگزین برای رفتارهای پ
شقایق ایزدپناه
با سلام .ما پسر بچه ۱۳ ماه داریم که شدیدا از عروسک میترسه وقتی عروسک جلوش میگیریم جیغو گریه میکنه آیا نگران کننده هست یا به مروو رفع میشه یا چیکار کنیم تا ترسش رفع شه
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام:هیچ نیازی به حساسیت خودتان وحساس کردن کودک نسبت به این موضوع نیست واصرار برای حل مساله به شیوه ای که بیان کردید صحیح نیست.۱. تجارب یادگرفته شده واحتمالاتداعی کننده راحذف کنید۲.ازسرمشق دهی ولی به روش غیرمستقیم استفاده کنید، یعنی کودک یا کودکان دیگر وآشنا جداگانه ولی درمعرض دید نوباوه، با عروسک والبته درترکیب با اسباب بازیهای دیگربازی کنند واین وضعیت درزمانهای مناسب تکرارشود تا فرزندتان به مشارکت دربازی ترغیب شود۳.ازروش تقریب متوالی همراه با تقویت کننده استفاده کنید، مثلا عروسکهای جداشدنی جدا کرده وبااسباب بازیهای دیگر ترکیب کنید و مشترکا همراه با سایر اسباب بازیها به سرهم کردن اجزا وکامل کردن عروسک بپردازید. حتما درهرمرحله عمل موفقیت آمیز پاداش مناسب بدهیدوبرای عمل کامل پاداش بیشتر(ترجیحا پاداش نهایی را با دست عروسک تکمیل شده به کودک بدهید . مثلا شماشکلات راتوسط عروسک به اوبدهید انگارکه ازعروسک پاداش گرفته۴.بازی وقصه گویی بطورکلی توصیه میشود۵.تاکیدمیشود هیچ روش مستقیم واسترس زا لازم نیست ،علاوه برآن عروسک جزءاسباب بازیهای اختصاصی مبتنی بر جنسیت پسرنیز نمیباشد.
سپیده یوسفی
سلام ، وقت شما بخير دكتر ميشه لطفا علت و راه حل مشكل به تعويق انداختن كارها رو توضيح بديد و اگر كتابي در اين زمينه ميشناسيد معرفي كنيدممنون از لطفتتون
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام:علت کلی ضعف در خودکنترلی و خودتنظیمی شناختی وهیجانیست،عوامل محیطی ویادگیری هم موثرند.بطورخلاصه:۱.تنظیم برنامه کلی روزانه بعلاوه تهیه دفتر ارزیابی روزانه واصلاح مداوم عملکردبراساس گزارشهای یادداشتی وتقویت خود ۲.مرورذهنی ،مقایسه مداوم وهمزمان استرس وبرانگیختگی منفی ناشی از بی نظمی وبه عقب انداختن فعالیتها،با لذت وآرامش ناشی ازانجام منظم وبموقع تکالیف۳.استفاده از داربست وپشتیبان اجتماعی:مثلا موضوع برنامه ریزی جدیدتان را با کسی که برایتان مهم است درمیان بگذارید.که دراین صورت یک مشوق، یک ناظر باارزش ومحرک مثبت به خودتان پیوست زده اید.۴. منابع انگیزشی محرک قوی برای نظم پذیری هستند. کلا معنا داشتن به هر دلیلی انگیزه انسان را برای انجام بموقع تکالیف تقویت میکند. کتاب قدمهای بزرگ آنتونی رابینز را مطالعه کنید.
مجید
سلام من جوانی متاهل هستم ولی همیشه استرس دارم و اعتماد به نفس هم ندارم همیشه از همه چیز میترسم و استرس دارم و همیشه هم نگرانم.از فردا و یه لحظه دیگه میترسم. همیشه هم از جمع فراری هستم میترسم مردم بخاطر صورت زشتی که دارم مسخرم کنن. اگه کسی بهم توهین یا مسخرم کرد نمیتونم خودم جمع کنم زود اب میشم زود خجالت میکشم اصلا بلد نیستم از خودم دفاع کنم.ممنون میشم راهنمایی کنید.
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام: بررسی،آسیب شناسی و برنامه ریزی ترمیمی واصلاحی دقیق لازم است .معذالک توصیه میشود:۱. ایجاد آمادگی ذهنی وانتخاب رویکرد مقابله مشکل مدار(عمل براساس این تنظیمات ذهنی که مساله ای هست وباید حل کنم و بنابراین نیاز به کشف روشهای حل مساله دارم ونه چیزدیگری ازقبیل خجالت کشیدن و..‌.) ۲. انتخاب روش رویارویی فعال باتجارب محیطی بجای اجتناب غیرفعال ویادداشت دقیق تجارب حاصله برای ارزیابی بعدی ودریافت بازخورد۳. غرقه سازی ؛ یعنی هرچقدر استرس و نگرانیتان در شرایطی که ذکرکردید بیشتر میشود شما باسرعت وتنوع بیشتری به آن شرایط نزدیک شوید تادرمراحل بعدی استرس کاهش یابد (مثل کسیکه از استخرمیترسد دستشو بگیرند وبیندازند وسط استخر تاترسش ازبین برود).۴.ازویژگیهاوتواناییهای جبرانی استفاده کنیدوآنهاراتقویت، مثل جبران عدم زیبایی صورت با پوشش مناسب،خلق ورفتار قابل احترام، اندام تنومند یا متناسب،توانایی کلامی،مالی،تحصیلی، و....که همه ی اینها میتوانندخودانگاره وعزت نفس را ارتقا واسترس واضطراب را کاهش دهند.۵. تقویت درونی توسط خود وتقویت بیرونی بویژه ازطریق افرادمهم درزندگیتان بسیار کارآمد خواهدبود،کلا هرچه داربست
اندیشه معتمدی
سلام و عرض ادب ، سوالات و کنجکاوی دخترم را چگونه جواب بدم؟ممنون میشم اگه جواب بدهید.
مرکز مشاوره و روانشناسی وصال سلام. اگرنحوه پاسخ دادن به سوالات وکنجکاوی کودکان براساس: ۱.سن ومراحل رشد کودک۲. توجه به تجارب یادگرفته شده ی وی۳.نوع وماهیت پرسشها۴.تواناییهای ذهنی وویژگیهای جسمی وروانشناختی ۵.و البته مدل تربیتی وسبک ارتباطی رایج بین والدین وفرزند باشد مناسب است.اما بطور کلی وبویژه درسنین پایین نیازی به پاسخ خاص وعمیق دادن به بسیاری از سوالات که جوابشان بمرور وازطریق کسب تجربه،پختگی ورشد حاصل خواهدشدنیست. استفاده از تمثیل، ارایه شواهد عینی درحدممکن، وتقویت توانایی کشف پاسخ توسط خود کودک با کمک وراهنمایی والدین و ارایه راهبردهای حل مساله بجای جواب مستقیم اصول اولیه ی درستی است.
النازافتخاری
یکی از مراکز مشاوره خوب کرج.
افزودن صفحه شما به مرکز مشاوره و روانشناسی